ناترازی ذهن، بحران برق؛ چرا مصرف‌کننده ایرانی باور نمی‌کند انرژی گران است؟

شاید باورش سخت باشد، اما بر اساس برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) در گزارش چشم‌انداز انرژی جهان ۲۰۲۴، ایران با اختصاص یارانه‌های مستقیم و غیرمستقیم به حامل‌های انرژی، سالانه رقمی معادل ۱۵ تا ۱۷ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را عملاً به هدر داده است؛ رقمی که از کل بودجه عمرانی و بخش بزرگی از بودجه جاری کشور فراتر می‌رود. هم‌زمان، گزارش فصلی وزارت نیرو مربوط به تابستان ۱۴۰۳ (۲۰۲۴) از ناترازی بی‌سابقه ۱۹ هزار مگاواتی میان تولید و مصرف برق در ساعات اوج بار حکایت دارد؛ شکافی که نه فقط محصول کمبود ظرفیت اسمی، که بخشی از آن زاییده نگاه مشترکان به انرژیِ تقریباً رایگان است. اینجاست که مفهوم «حسابداری ذهنی» (Mental Accounting) از لبه نظریه‌های اقتصاد رفتاری بیرون می‌آید و شاید به کلیدی برای فهم بحران انرژی ایران بدل می‌شود.
ناترازی ذهن، بحران برق؛ چرا مصرف‌کننده ایرانی باور نمی‌کند انرژی گران است؟

شما و اقتصاد: حسابداری ذهنی، توضیح می‌دهد که انسان‌ها پول و منابع را نه در یک صورت سود و زیان یکپارچه، که در حساب‌های ذهنی جداگانه و با برچسب‌های احساسی نگهداری می‌کنند. برق و گاز در ایران، به‌واسطه قیمت‌گذاری تکلیفی، چنان در سبد روانی خانوار و بنگاه جا گرفته‌اند که گویی هزینه‌ای در کار نیست. طبق آمارهای شرکت توانیر، میانگین تعرفه فروش برق به بخش خانگی در سال 1403 تنها کسری از یک سنت دلار به ازای هر کیلووات‌ساعت بوده است؛ در حالی که هزینه تمام‌شده تولید برق با احتساب سوخت یارانه‌ای و فرسودگی نیروگاه‌ها، بنا به گزارش IEA در سال 2024، به‌طور میانگین پنج تا شش سنت برآورد شده است. این شکاف قیمتی، «حساب ذهنی» مصرف‌کننده را از هزینه واقعی تهی می‌کند و میان ادراک او و تراز مالی شبکه برق یک گسست کامل پدید می‌آورد.

 

 

نتیجه این گسست را می‌توان در ویترین سامانه کدال مشاهده کرد. صورت‌های مالی میان دوره‌ای شرکت‌های فولادی و سیمانی بورسی در شش ماهه نخست 1403 نشان می‌دهد که زیان انباشته برخی از این نمادهای صنعتی، عمدتاً به‌واسطه قطعی‌های برق در تابستان و توقف خطوط تولید، رشدی دست‌کم 40 درصدی را نسبت به دوره مشابه سال قبل تجربه کرده است. در کنار آن، داده‌های بانک مرکزی از رشد 27.3 درصدی نقدینگی در اسفند 1403 خبر می‌دهند که نشان می‌دهد بنگاه‌ها برای جبران زیان ناشی از اختلال انرژی، به‌ناچار به استقراض از نظام بانکی روی آورده‌اند و این خود به موتور تورم نقطه‌به‌نقطه 34.5 درصدی در همان ماه دامن زده است. حلقه مفقوده این چرخه معیوب دقیقاً همان خطای ذهنی است: بنگاه و خانوار برقِ تقریباً مجانی را حقی مسلم می‌پندارند، غافل از آنکه هزینه واقعی آن نه فقط در قبض ماهانه، که در تورم، کاهش اشتغال صنعتی و افت ارزش پول ملی خود را آشکار می‌کند.

علم اقتصاد رفتاری اما این گسست را بی‌درمان نمی‌داند. مقاله‌ای که بهار 2025 در مجله Energy Policy منتشر شد، با بررسی 14 کشور در حال توسعه نشان داد که جایگزینی یارانه پنهان با «یارانه نقدی مشروط به صرفه‌جویی» می‌تواند مصرف انرژی خانگی را تا 18 درصد کاهش دهد، بی‌آنکه رفاه کلی را قربانی کند. استدلال مقاله آن است که وقتی مبلغ یارانه به‌صورت نقدی به حساب خانواده واریز می‌شود و هم‌زمان تعرفه‌ها به تدریج واقعی می‌شوند، حسابداری ذهنی فرد وارونه عمل می‌کند: پول نقد، «حساب دارایی» را فعال می‌کند و هر کیلووات مصرف اضافی، مستقیماً از آن حساب کسر می‌شود. چنین مکانیزمی، با نام معماری انتخاب (Choice Architecture)، دقیقاً همان چیزی است که رئیس صندوق بین‌المللی پول در سخنرانی اجلاس بهار 2025 خود خطاب به کشورهای صادرکننده انرژی بر آن تأکید کرد: اصلاح قیمت، بدون همراهی با مهندسی رفتاری، محکوم به شکست اجتماعی و سیاسی است.

آمارهای فنی نیز ضرورت این چرخش را فریاد می‌زنند. بر پایه گزارش اخیر IEA (2024)، راندمان متوسط نیروگاه‌های حرارتی ایران حدود 37.2 درصد است، حال آنکه استاندارد جهانی برای نیروگاه‌های سیکل ترکیبی مدرن به 47 درصد می‌رسد. این ده درصد اختلاف راندمان، با توجه به ظرفیت اسمی نزدیک به 94 هزار مگاواتی نیروگاه‌های کشور، سالانه معادل هدررفت گازی برابر با صادرات یک فاز کامل پارس جنوبی است. از منظر حسابداری ذهنی، این اعداد برای مدیران دولتی نیز «حساب جداگانه‌ای» از بودجه عمومی تشکیل می‌دهند؛ چرا که تا زمانی که گاز تحویلی به نیروگاه‌ها با قیمت صفر یا نزدیک به صفر محاسبه می‌شود، انگیزه سرمایه‌گذاری برای ارتقای راندمان هرگز به آستانه تصمیم نمی‌رسد. نتیجه آن می‌شود که بر اساس برآورد مرکز پژوهش‌های مجلس در پاییز 1403، ارزش گاز هدررفته در نیروگاه‌ها فقط طی یک سال، بیش از 12 میلیارد دلار بوده است؛ رقمی که می‌توانست کل ناوگان حمل‌ونقل عمومی کشور را نوسازی کند.

 

راه‌حل نهایی اما نه حذف یکباره یارانه‌ها، که تغییر معماری ذهنی تصمیم‌گیران است. نصب کنتورهای هوشمند نسل جدید که هزینه لحظه‌ای مصرف را به زبان پول روز نمایش می‌دهند، می‌تواند حساب ذهنی خاموش را بیدار کند. هم‌زمان، انتشار عمومی «صورت حساب ملی انرژی» به‌گونه‌ای که هر شهروند سهم خود از یارانه سوخت را ببیند (همان‌طور که در طرح آزمایشی چهار استان در زمستان 1403 اجرا شد و به‌گفته شرکت توانیر به کاهش 7 درصدی مصرف در ساعات اوج انجامید)؛ نشانه‌ای است از اینکه تیغ رفتارشناسی، بر گره کور ناترازی اثر میکند. تداوم این مسیر، تلفیق اصلاح قیمت با ابزارهای مبتنی بر سوگیری‌های ذهنی، تنها روزنه‌ای است که می‌تواند پیش از آنکه فرسودگی شبکه و خسارت صنایع به نقطه بی‌بازگشت برسد، اقتصاد ایران را از باتلاق یارانه‌های خاموش بیرون بکشد. هشدار آن است که هر ماه تأخیر، نه فقط کسری برق، که توهم ارزانی را در ذهن جمعی ما ریشه‌دارتر می‌کند.

به همین دلایل شاید بتوان عنوان داشت بحران ناترازی انرژی در ایران، پیش از آنکه یک مسئله فنی یا کمبود ظرفیت اسمی نیروگاهی باشد، بحرانی در لایه «حسابداری ذهنی» کنشگران اقتصادی است. وقتی برق در قبوض خانگی تقریباً رایگان جلوه می‌کند و گاز تحویلی به نیروگاه‌ها با بهای صفر در محاسبات ملی می‌نشیند، ذهن مصرف‌کننده، مدیر بنگاه و حتی سیاستگذار به‌شکل سیستماتیک هزینه واقعی انرژی را از تصمیم‌های روزمره حذف می‌کند. پیامد این خطای شناختی را آمار با زبانی گویا روایت می‌کنند: هدررفت سالانه 12 میلیارد دلاری گاز در نیروگاه‌های فرسوده با راندمان 37 درصدی، شکاف 19 هزار مگاواتی تولید و مصرف در اوج بار تابستان 1403، رشد 40 درصدی زیان انباشته صنایع بورسی و دامن‌زدن به تورم 34.5 درصدی از مسیر استقراض بنگاه‌ها برای جبران توقف خطوط تولید. این زنجیره علّی، همان «هزینه پنهان یارانه‌ها» است که مقاله Energy Policy در سال 2025 نیز بر آن تأکید کرده و صندوق بین‌المللی پول در اجلاس بهار همان سال، اصلاح آن را بدون همراهی با مهندسی رفتاری، محکوم به شکست خواند.

راه‌برون‌رفت، حذف یک‌باره یارانه‌ها نیست که می‌تواند شوک اجتماعی بیافریند، بلکه معکوس‌سازی خطای ذهنی از مسیر «معماری انتخاب» است. تجربه موفق طرح آزمایشی چهار استان در زمستان 1403 که با نمایش هزینه لحظه‌ای مصرف روی کنتورهای هوشمند، مصرف ساعات اوج را 7 درصد کاهش داد، نشان می‌دهد که می‌توان حساب ذهنی خفته را بیدار کرد. اگر این مسیر با پرداخت نقدی یارانه انرژی به خانوارها و واقعی‌سازی تدریجی تعرفه‌ها ترکیب شود، هر کیلووات مصرف اضافی، مستقیماً از «حساب دارایی» شهروند کسر خواهد شد و رفتار مصرفی را بی‌نیاز از بخشنامه و ...، اصلاح می‌کند. هشدار نهایی آن است که هر روز تأخیر، توهم ارزانی را در ذهن جمعی ما عمیق‌تر می‌کند و هزینه درمان این بیماری مزمن ذهنی را برای اقتصاد ایران افزون‌تر می‌سازد؛ باتلاقی که خروج از آن، پیش از هر نیروگاه جدید، نیازمند یک جراحی شناختی فراگیر است.

 

 

آیا این خبر مفید بود؟

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بیان کنید

کپچا

آخرین اخبار

اخبار پربازدید

پر بحث ترین