تیترهای پرداخت پاداش به مدیران کیش، روایت‌های ناگفته بحران را بلعید

در روزهایی که بندرگاه کیش زیر فشار یک بحران واقعی بود، این اتفاق می‌توانست تصویری روشن از همدلی و مدیریت میدانی در شرایط خاص را ارائه دهد. با این حال، آنچه بیش از هر چیز در برخی رسانه‌ها برجسته شد، نه روایت این تلاش‌ها، بلکه تیترهایی درباره پرداخت پاداش به مدیران بود؛ تیترهایی که ناخواسته بخش مهمی از واقعیت میدان را در سایه قرار داد و روایت‌های ناگفته از فداکاری‌ها و خدمت در دل بحران را به حاشیه برد.
تیترهای پرداخت پاداش به مدیران کیش، روایت‌های ناگفته بحران را بلعید

به گزارش شما و اقتصاد و به نقل از رویکردکیش، وقتی روایت‌گری درست، دقیق و به‌موقع از صحنه‌های بحران، جای خود را به گزارش‌های آماری از جابه‌جایی مسافران و خودروها می‌دهد، قلم برخی نویسندگان و یادداشت‌ نویسان خبری نیز از مهم‌ترین مؤلفه‌های مدیریت بحران به سمت حاشیه‌ها منحرف می‌شود؛ حاشیه‌هایی که گاه اصل ماجرا را در لایه‌های پنهان مدیریتی و اجرایی گم می‌کند.

 

در بحران‌ها، آگاهی‌بخشی به جامعه، انتشار اخبار واقعی و به‌موقع و ثبت روایت‌های میدانی از مهم‌ترین ارکان مدیریت افکار عمومی است. این مهم زمانی محقق می‌شود که تیم‌های مستندساز و رسانه‌ای، حضوری مستمر و حرفه‌ای در صحنه‌های بحران داشته باشند و در قالب یک کارگروه اطلاع‌ رسانی منسجم، ابعاد مختلف واقعه را به تصویر بکشند.

 

متأسفانه در جریان جنگ تحمیلی سوم، آن هم در جزیره کیش، از این مولفه مهم که ریشه در روحیه جهادی و مسئولیت‌ پذیری اجتماعی دارد، غفلت شد.

 

به جای آنکه لایه‌های مختلف مدیریتی، اجرایی، عملیاتی، خدماتی و امدادی که پا به پای حوزه‌های نظامی و امنیتی در صحنه حضور داشتند، روایت شوند، برخی یادداشت‌ها و گزارش‌های خبری، کلیت موضوع را به حاشیه بردند. در حالی که پرداخت پاداش به مدیران به تیتر نخست برخی رسانه‌ها تبدیل شد، جان‌ فشانی نیروهای خدماتی، عملیاتی، اجرایی و حتی مدیرانی که در شرایط خاص منطقه‌ای، پشت میز نماندند و در میدان خدمت به مردم حاضر شدند، این مهم آن‌ گونه که باید روایت نشد.

 

سخن از خط مقدمی است که شایسته روایت بود؛ از پایانه مسافری بندرگاه کیش، جایی که در چند صد متری آن موشک‌های دشمن اصابت می‌کردند، اما خدمت‌رسانی به مردم متوقف نشد. در همان لحظاتی که مسافران، نگران و مضطرب، شاهد حمله دشمن به اسکله بندرگاه بودند، نیروهای مستقر در پایانه از هیچ تلاشی برای آرام کردن فضای ملتهب، پذیرش مسافران، ساماندهی و جابه‌جایی مردم فروگذاری نکردند.

 

این صحنه‌ها اما از دریچه دوربین بسیاری از خبرنگاران و در تیتر نخست رسانه‌ها، آن‌گونه که شایسته بود برجسته نشد و از نگاه جامعه پنهان ماند.

 

بحرانی که می‌توانست با هجوم ناگهانی مسافران هوایی، به دلیل تعطیلی فرودگاه بین‌المللی کیش، به پایانه مسافری بندرگاه تبدیل به بحرانی بزرگ شود، اما با انسجام، همدلی و هماهنگی مثال‌ زدنی در میان لایه‌های مختلف مدیریتی و اجرایی این شرایط خاص مدیریت شد. مدیرانی بودند که صحنه خدمت را ترک نکردند؛ نیروهایی بودند که در کنار مردم ماندند؛ مجموعه‌هایی از حمل‌ونقل عمومی، اورژانس، هلال‌احمر، گمرک، نیروهای نظامی و انتظامی، سپاه و دیگر دستگاه‌ها، چرخه‌ای منسجم از خدمت‌رسانی را شکل دادند تا پایانه بندرگاه کیش نقش محوری خود را در حوزه جابه‌جایی مسافران و خودروها به‌ درستی ایفا کند.

 

بی‌انصافی است اگر در چنین شرایطی، دوربین‌ها و قلم‌ها بیش از آنکه متوجه ثبت این تلاش‌های وصف‌ ناشدنی باشند، درگیر حاشیه‌هایی شوند که اهمیت اصل ماجرا را کم‌رنگ می‌کند.

 

در این میان، نیروهایی بودند که در چند متری محل اصابت موشک به اسکله بندرگاه کیش دچار موج‌گرفتگی شدند. ملوانی بود که به‌شدت مجروح شد و… خادمانی بودند که با وجود خطر، اضطراب و شرایط غیرعادی، لحظه‌ای از خدمت به مردم دست نکشیدند. اما این چهره‌ها و این روایت‌ها، در میان انبوه خبرها و یادداشت‌ها جا ماندند.

 

پرسش جدی اینجاست: آیا این نیروهای فداکار، به اندازه موضوع پرداخت پاداش، ارزش روایت شدن نداشتند؟ آیا شایسته نبود حتی برای یک‌ بار هم که شده، گزارش‌های تصویری، روایت‌های میدانی و گفت‌وگوهایی از زبان همین نیروهای خدوم تهیه شود تا مردم بدانند در آن لحظات سخت، چه کسانی در خط مقدم خدمت ایستاده بودند؟

 

مدیریت بحران فقط در آمار جابه‌جایی مسافر و خودرو خلاصه نمی‌شود. مدیریت بحران، در روایت درست از انسان‌هایی معنا پیدا می‌کند که در سخت‌ترین لحظات، مسئولیت را رها نکردند و خدمت به مردم را بر امنیت و آسایش خود ترجیح دادند.

 

این روایت‌ها اگر ثبت نشوند، تاریخ خدمت ناقص می‌ماند

تیترهای پرداخت پاداش به مدیران کیش، روایت‌های ناگفته بحران را بلعید

آیا این خبر مفید بود؟