شریان‌زنی پتروشیمی؛ از ایست قلبی در ماهشهر تا حمله به امنیت غذایی در شیراز

صنعت پتروشیمی ایران در روزهای اخیر با یکی از پیچیده‌ترین الگوهای تهاجم زیرساختی روبرو شده است. نگاهی دقیق به اهداف برگزیده در این حملات نشان می‌دهد که اتاق جنگ اقتصادی دشمن، از فاز «تخریب فیزیکی واحدها» به فاز «فلج‌سازی ساختاری زنجیره ارزش» تغییر استراتژی داده است. در این یادداشت، ابعاد فنی و اقتصادی این بحران مورد واکاوی قرار می‌گیرد.
شریان‌زنی پتروشیمی؛ از ایست قلبی در ماهشهر تا حمله به امنیت غذایی در شیراز

به گزارش شما و اقتصاد: تأسیسات «یوتیلیتی» (تأمین‌کننده برق، بخار، آب صنعتی و اکسیژن) در مجتمع‌های پتروشیمی، حکم نخاع را برای پیکره صنعت دارند. حملات اخیر به شرکت‌های *فجر انرژی خلیج فارس* در ماهشهر و شرکت‌های *مبین و دماوند انرژی* در عسلویه، دقیقاً بر روی این گلوگاه‌های استراتژیک متمرکز شده است. 

از کار افتادن توربین‌های نیروگاهی فجر 1 و 2 و آسیب به 7 نیروگاه در منطقه عسلویه، به معنای توقف همزمان ده‌ها مجتمع پتروشیمی در پایین‌دست است. این الگو نشان می‌دهد که دشمن با کمترین هزینه عملیاتی، بیشترین حجم توقف تولید (Lucrum Cessans) را در کل زنجیره صنعت پلیمری و شیمیایی کشور رقم زده است.

 

*پتروشیمی شیراز؛ فراتر از صنعت، تهدید علیه امنیت غذایی*

در میان حملات اخیر، اصابت مستقیم پرتابه‌ها به *مجتمع پتروشیمی شیراز (منطقه مرودشت)* را باید با نگاهی راهبردی‌تر تحلیل کرد. این مجتمع که قدیمی‌ترین و یکی از حیاتی‌ترین واحدهای تولیدی کشور است، نقش «تضمین‌کننده امنیت غذایی» را ایفا می‌کند. 

پتروشیمی شیراز قطب اصلی تولید *اوره و آمونیاک* است؛ محصولاتی که ماده اولیه اصلی کودهای شیمیایی بخش کشاورزی محسوب می‌شوند. خروج این واحد از مدار تولید در فصلی که تقاضای بخش کشاورزی برای نهاده‌های تغذیه‌ای به اوج خود می‌رسد، نه فقط یک ضربه اقتصادی، بلکه تهدیدی مستقیم علیه پایداری تولید محصولات اساسی و معیشت عمومی است. ابعاد خسارت در شیراز نیازمند «مدیریت بحران فراسازمانی» است تا از بروز بحران ثانویه در سفره مردم جلوگیری شود.

 

*بحران در صنایع تکمیلی؛ از سلامت تا زیرساخت*

توقف اجباری تولید در هاب‌های ماهشهر و عسلویه، به سرعت خود را در نایاب شدن *پلی‌اتیلن* نشان خواهد داد. پلی‌اتیلن به‌عنوان پرمصرف‌ترین پلیمر جهان، ماده اولیه بیش از 80 درصد صنایع بسته‌بندی، لوله‌های انتقال آب و گاز و به‌ویژه تجهیزات پزشکی (سرنگ، کیسه سرم و بسته‌بندی استریل) است. اختلال در تأمین خدمات یوتیلیتی فجر و مبین، عملاً تولید این محصولات استراتژیک را از مدار خارج کرده و می‌تواند منجر به تورم لجام‌گسیخته در کالاهای مصرفی و توقف پروژه‌های زیربنایی کشور شود.

 

*چالش بازسازی؛ میان توان فنی و ناترازی زمانی*

گزارش‌های کارشناسی حاکی از آن است که بازسازی توربین‌های نیروگاهی و تجهیزات حساس یوتیلیتی، فرآیندی زمان‌بر است که بین *9 ماه تا یک سال* به طول می‌انجامد. اگرچه توانمندی مهندسی داخلی (با تکیه بر ظرفیت‌هایی نظیر مپنا) در ساخت این تجهیزات به اثبات رسیده است، اما «عنصر زمان» به بزرگترین مانع تبدیل شده است.

در کوتاه‌مدت، تنها راهکار گریز از خاموشی کامل صنعتی، اتصال به *شبکه برق سراسری* است. با این حال، نیاز 500 تا 700 مگاواتی مناطق ویژه اقتصادی در کنار ناترازی موجود در شبکه برق کشور، دولت را در برابر یک تصمیم سخت میان «پایداری شبکه خانگی» و «حیات چرخ صنعت» قرار داده است.

 

صنعت پتروشیمی ایران با خسارتی بالغ بر میلیاردها دلار در بخش دارایی‌های فیزیکی و عدم‌نفع تولید روبروست. برای عبور از این بحران، سه راهبرد اساسی پیشنهاد می‌شود:

*1. اولویت‌بندی بازسازی:* پتروشیمی شیراز به دلیل پیوند مستقیم با امنیت غذایی، باید در اولویت نخست تخصیص منابع و بازسازی سریع قرار گیرد.

*2. مدیریت نوبتی انرژی:* تخصیص سهمیه اضطراری برق سراسری به پتروشیمی‌های کلیدی (به‌ویژه واحدهای پلی‌اتیلن) برای جلوگیری از توقف صنایع پایین‌دستی.

*3. بسیج ظرفیت‌های ساخت داخل:* انعقاد قراردادهای جهادی با شرکت‌های دانش‌بنیان و نیروگاهی داخلی برای کاهش زمان بازسازی توربین‌ها به حداقل ممکن.

 

امروز، صنعت پتروشیمی ایران نه درگیر یک نبرد فیزیکی، بلکه درگیر یک «نبرد تاب‌آوری» است. حفظ زنجیره ارزش، از انرژی تا سفره، نیازمند هوشمندی در مدیریت منابع و سرعت عمل در ترمیم شریان‌های حیاتی است.

 

*نیما رساپور فعال رسانه ای و پژوهشگر مسائل اقتصادی*

شریان‌زنی پتروشیمی؛ از ایست قلبی در ماهشهر تا حمله به امنیت غذایی در شیراز

آیا این خبر مفید بود؟