چرخش هوشمند بانک کشاورزی در تأمین نهاده‌های تولید

الگوی تازه‌ای در تأمین مالی بخش کشاورزی و صنایع غذایی در میانه زمستان ۱۴۰۴ توسط بانک تخصصی این حوزه در حال شکل‌گیری است، الگویی که به‌جای تزریق مستقیم پول، اعتبار هدفمند را در بطن زنجیره تأمین قرار می‌دهد و می‌کوشد هم تولیدکننده را از فشار کمبود نقدینگی برهاند و هم مسیر واردات نهاده را شفاف‌تر و کم‌هزینه‌تر کند.
چرخش هوشمند بانک کشاورزی در تأمین نهاده‌های تولید

به گزارش شماواقتصاد: اقتصاد کشاورزی ایران سال‌هاست با یک گره تکراری دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ تولیدکننده برای ادامه فعالیت به نهاده نیاز دارد، نهاده بدون ارز وارد نمی‌شود و ارز هم بدون تضمین و سازوکار مطمئن به‌سختی تأمین می‌شود. نتیجه این چرخه، نوسان تولید، افزایش هزینه تمام‌شده و فشار مضاعف بر مصرف‌کننده نهایی بوده است. در ماه‌های اخیر، مجموعه سیاست‌گذاری پولی و بانکی به‌ویژه در حوزه کشاورزی به‌دنبال شکستن همین چرخه بوده و حالا نشانه‌های یک تغییر رویکرد معنادار دیده می‌شود. تغییری که «اعتبار» را به‌جای «پول نقد» در مرکز تعامل تولیدکننده، واردکننده و شبکه بانکی قرار داده است.
 

عبور از وام سنتی به اعتبار زنجیره‌ای

دیگران چه می خوانند:

آنچه امروز در مدل جدید تأمین مالی کشاورزی دیده می‌شود، فاصله‌گرفتن از تسهیلات کلاسیک و حرکت به‌سوی اعتبار زنجیره‌ای است. بنابر اعلام مدیرعامل بانک کشاورزی، در این رویکرد منابع بانکی به‌جای آنکه به‌صورت نقد در اختیار متقاضی قرار گیرد، به‌شکل اعتبار قابل مصرف در یک بستر مشخص تعریف می‌شود. این اعتبار تنها برای خرید نهاده و آن‌هم از مسیر شفاف سامانه‌ای قابل استفاده است. به این ترتیب، هم انحراف منابع به حداقل می‌رسد و هم اطمینان از مصرف تسهیلات در محل واقعی خود افزایش می‌یابد.

در این مدل، تولیدکننده پس از طی یک فرآیند سریع اعتبارسنجی، به‌جای دریافت پول، از یک ضمانت بانکی برخوردار می‌شود که پشتوانه خرید نهاده اوست. نکته کلیدی آنجاست که الزام به آورده نقدی حذف شده و فشار اولیه از دوش واحدهای تولیدی برداشته می‌شود. این تغییر به‌ویژه برای دامداران و مرغدارانی که با سرمایه در گردش محدود فعالیت می‌کنند، اهمیت حیاتی دارد.
 

سامانه، شفافیت و کاهش هزینه پنهان تولید

یکی از مزیت‌های کمتر دیده‌شده این الگو، کاهش هزینه‌های پنهان تولید است؛ هزینه‌هایی که نه در صورت‌های مالی رسمی دیده می‌شوند و نه در آمارهای تورم بخشی منعکس می‌شوند، اما مستقیماً بر قیمت تمام‌شده اثر می‌گذارند. وقتی خرید نهاده از مسیر یک سامانه مشخص انجام می‌شود و اعتبار تنها در همان بستر قابل مصرف است، واسطه‌گری غیرمولد، معاملات خارج از شبکه و ریسک‌های اعتباری به‌شدت کاهش می‌یابد.

از سوی دیگر، اتصال این سامانه به بسترهای مالی بانک، امکان رصد لحظه‌ای جریان اعتبار را فراهم می‌کند. این شفافیت، هم برای سیاست‌گذار پولی اهمیت دارد و هم برای واردکننده‌ای که باید بداند ارز تخصیصی دقیقاً در کجا و برای چه حجمی از کالا مصرف می‌شود. تجربه‌های مشابه در اقتصادهای کشاورزی دنیا نشان داده‌اند که چنین مدل‌هایی، در میان‌مدت به ثبات عرضه نهاده و کاهش شوک‌های قیمتی منجر می‌شوند.
 

پیوند تولید داخلی با سیاست ارزی

در شرایطی که مدیریت منابع ارزی به یکی از حساس‌ترین موضوعات اقتصاد کشور تبدیل شده، هر مدلی که بتواند مصرف ارز را هدفمند و قابل پیش‌بینی کند، یک امتیاز راهبردی محسوب می‌شود. در این طرح، واردکننده نهاده تنها در چارچوب اعتباری که از سوی تولیدکنندگان در سامانه ایجاد شده، امکان دریافت ارز دارد. به بیان دیگر، واردات مستقیماً به تقاضای واقعی و ثبت‌شده تولید گره می‌خورد.

این پیوند دو پیامد مهم دارد؛ نخست آنکه واردات نهاده از حالت سفته‌بازانه خارج می‌شود و دوم اینکه تخصیص ارز، پشتوانه عملیاتی پیدا می‌کند. چنین سازوکاری می‌تواند به‌تدریج اعتماد میان بخش تولید، شبکه بانکی و سیاست‌گذار ارزی را ترمیم کند؛ اعتمادی که در سال‌های گذشته بارها آسیب دیده است.
 

بازپرداخت کوتاه‌مدت و انضباط مالی

یکی از چالش‌های همیشگی نظام بانکی در بخش کشاورزی، طولانی‌شدن دوره بازپرداخت و افزایش مطالبات غیرجاری بوده است. در الگوی جدید، بازپرداخت در یک بازه زمانی مشخص و نسبتاً کوتاه تعریف شده؛ بازه‌ای که با چرخه تولید دام و طیور هم‌خوانی دارد. این هم‌زمانی، احتمال نکول را کاهش می‌دهد و به انضباط مالی کمک می‌کند.

نکته قابل توجه آن است که با تسویه بدهی، اعتبار تولیدکننده دوباره فعال می‌شود و این چرخه می‌تواند تکرار شود. در عمل، تولیدکننده‌ای که خوش‌حسابی خود را نشان دهد، به‌تدریج به یک بازیگر معتبر در زنجیره تأمین تبدیل می‌شود؛ اتفاقی که می‌تواند فرهنگ اعتباری تازه‌ای در بخش کشاورزی ایجاد کند.
 

چشم‌انداز تقویت توان تسهیلات‌دهی

هم‌زمان با اجرای این مدل، بحث افزایش سرمایه شبکه بانکی تخصصی بخش کشاورزی نیز در دستور کار قرار گرفته است. تقویت پایه سرمایه، به‌معنای افزایش قدرت وام‌دهی و انعطاف بیشتر در طراحی ابزارهای مالی نوین است. اگر این دو مسیر، یعنی اصلاح مدل تأمین مالی و تقویت سرمایه، به‌طور هم‌زمان پیش بروند، می‌توان انتظار داشت که نقش بانک در توسعه پایدار کشاورزی از یک تأمین‌کننده صرف منابع به یک معمار زنجیره ارزش ارتقا یابد.

 آنچه این طرح را متمایز می‌کند، نه صرفاً یک ابزار مالی جدید، بلکه تغییر زاویه نگاه به مسئله تأمین مالی است؛ نگاهی که تولید را نقطه آغاز می‌داند، نه مقصد نهایی. اگر این رویکرد با ثبات سیاستی و نظارت هوشمند همراه شود، می‌تواند به یکی از تجربه‌های موفق اصلاح نظام اعتباری در اقتصاد ایران تبدیل شود.




لیلا احمدی افشار

چرخش هوشمند بانک کشاورزی در تأمین نهاده‌های تولید

اخبار وبگردی:

آیا این خبر مفید بود؟