به گزارش شماواقتصاد: در عرصه اقتصاد کلان کشور، گذار از روشهای سنتی به سمت مکانیزمهای هوشمند و مبتنی بر داده، یک انتخاب نیست بلکه یک ضرورت اجتنابناپذیر برای ارتقای بهرهوری و تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی است. در این میان، بخش تعاون به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد ملی، نیازمند زیرساختهای نوینی است تا بتواند پتانسیلهای بالقوه خود را به بالفعل تبدیل کند. طرح اتصال، به عنوان یک ابتکار راهبردی، در حال بازتعریف روابط میان تعاونیها، نهادهای حاکمیتی و سیستم بانکی است تا با شفافسازی و یکپارچهسازی اطلاعات، مسیر دسترسی تولیدکنندگان به منابع مالی را هموار سازد.
همزمان، تجربههای نوآورانه در حوزه تأمین مالی زنجیرهای، به ویژه در استان سیستان و بلوچستان، نشان میدهد که چگونه تغییر پارادایم در بانکداری توسعهای میتواند معضلات ساختاری نظیر خامفروشی و فقر را درمان کرده و زنجیره ارزش را از مزرعه تا بازار متحول کند. این گزارش واکاوی میکند که چگونه بانک توسعه تعاون با ایفای نقش حامی مالی و پشتیبان اعتباری، در حال ترسیم نقشهای جدید برای توانمندسازی تولید و اشتغالزایی پایدار است.
معماری هوشمند برای عبور از بروکراسی سنتی
طرح اتصال فراتر از یک پروژه نرمافزاری یا بانکی معمولی، یک زیستبوم یکپارچه است که با هدف هوشمندسازی فرآیندهای مالی و اقتصادی بخش تعاون طراحی شده است. در این معماری نوین، بانک توسعه تعاون با درک صحیح از مأموریت ذاتی خود، از تصدیگری اجرایی پرهیز کرده و نقش «حامی مالی و پشتیبان اعتباری» را بر عهده گرفته است.
این تفکیک وظایف حائز اهمیت است؛ چرا که بانک با تمرکز بر تأمین منابع و حمایت اعتباری، اجازه میدهد سایر نهادها به وظایف تخصصی خود بپردازند و در نتیجه، کارایی کل سیستم افزایش مییابد. هدف نهایی این طرح، ایجاد بستری است که در آن تخصیص منابع مالی بر اساس اطلاعات دقیق، نیازهای واقعی و دادههای بهروز صورت گیرد و نه بر اساس فرآیندهای کاغذی و زمانبر.
اجرای پایلوت این طرح در برخی مناطق کشور، نتایج امیدوارکنندهای را به نمایش گذاشته است. گزارشها حاکی از آن است که با ایجاد ارتباط ساختیافته میان سامانهها، زمان دسترسی تعاونیها به خدمات اعتباری به شدت کاهش یافته و هماهنگی میان نهادهای مختلف بهبود یافته است. این امر مستقیماً به کاهش بروکراسی اداری و افزایش شفافیت در نظام تصمیمگیری منجر شده است.
از منظر کارشناسان، این طرح پاسخی به دغدغه دیرینه بخش تعاون مبنی بر پیچیدگی و طولانی بودن فرآیندهای تأمین مالی است. با نگاهی به اظهارات مدیران ارشد وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، میتوان دریافت که هوشمندسازی نظام تأمین مالی، پیشنیاز اصلی برای اعتمادسازی و حمایت واقعی از تولید است. طرح اتصال با شفافسازی مسیر تخصیص منابع، این اعتماد را بازسازی کرده و بستری را فراهم میآورد که در آن سیاستگذاران اقتصادی میتوانند با اتکا به دادههای واقعی، برنامهریزی دقیقتری برای اشتغال و حمایت از بنگاههای کوچک و متوسط انجام دهند.
تغییر پارادایم در بانکداری توسعهای؛ از وامدهی منفرد به تأمین مالی زنجیرهای
در کنار طرح اتصال، رویکرد بانک توسعه تعاون در مناطق کمتر برخوردار، به ویژه سیستان و بلوچستان، الگویی دیگر از نوآوری مالی را به نمایش میگذارد. این استان با وجود برخورداری از ظرفیتهای بینظیر در تولید محصولات استراتژیک نظیر خرما، حنا و گیاهان دارویی، سالهاست در بنبست فقر ساختاری، خرد بودن اراضی و ناهماهنگی حلقههای تولید گرفتار شده است.
مدلهای سنتی وامدهی که بدون در نظر گرفتن کل زنجیره ارزش و تنها به افراد به صورت پراکنده اعتبار میدادند، نه تنها مشکی را حل نکردند، بلکه در بسیاری موارد به افزایش بدهیهای انباشته کشاورزان انجامیدند. در این شرایط، بانک توسعه تعاون با اتخاذ رویکردی فراتر از بانکداری کلاسیک، پیشران «کشاورزی قراردادی» و تأمین مالی زنجیرهای شده است.
در این مدل نوین، اعتبار به جای تزریق به حلقههای منفصل، به صورت یکپارچه به کل زنجیره ارزش از تأمین نهاده تا بازار فروش تزریق میشود. این رویکرد هوشمندانه، امنیت اقتصادی بهرهبرداران محلی را تضمین میکند؛ چرا که کشاورز پیش از آغاز کشت، از تأمین به موقع نهادههای استاندارد و بازار فروش محصول خود با قیمت تضمینی مطمئن است. این پیوند ارگانیک میان تولیدکننده، واحدهای فرآوری و صادرکنندگان، دغدغههای ناشی از نوسانات کاذب قیمت و عدم فروش محصول را مرتفع میسازد.
علاوه بر این، بهرهگیری از سامانههای هوشمند مدیریت زنجیره و نظارت دیجیتال، شفافیت مالی را جایگزین روشهای سنتی کرده و با ردیابی دقیق جریان نقدینگی، ریسکهای اعتباری را به حداقل رسانده است. این تغییر پارادایم، تأمین مالی را از یک اقدام حمایتی مقطعی به یک مکانیسم پایدار و هدفمند برای رشد تبدیل کرده است.
خلق ارزش افزوده پایدار و الگوسازی برای اقتصاد مقاومتی
پیامدهای اجرای این مدلهای نوین تأمین مالی، فراتر از تسهیل دسترسی به پول است و به تحول در بنیانهای اقتصادی منطقه منجر شده است. تمرکز بر صنایع تبدیلی و فرآوری محصولاتی مانند حنا و خرما در سیستان و بلوچستان، سدی محکم در برابر خروج فلهای ثروت از استان ایجاد کرده و مسیر خلق ارزش افزوده را هموار ساخته است.
عملیاتیسازی ظرفیتهایی نظیر تبصره 18 و هدایت هوشمند منابع به سمت تولیدکنندگان واقعی، نه تنها موجب تقویت توانمندیهای بومی شده، بلکه در جلوگیری از مهاجرت نخبگان کشاورزی و ایجاد اشتغال پایدار نقشی کلیدی ایفا کرده است. این رویکرد، پارادایم تولید را از حالت معیشتی و سنتی به سمت فعالیتهای تجاری و ارزشافزا سوق داده و سهم تولیدکننده را از قیمت نهایی محصول افزایش داده است.
تجربه موفق بانک توسعه تعاون در این استان، این درس مهم را به سیاستگذاران میدهد که برای تحول در مناطق محروم، تنها تزریق بودجه کافی نیست، بلکه مدیریت هوشمند منابع و نگاه زنجیرهمحور ضرورت دارد. این بانک ثابت کرده که میتوان از دل محدودیتها و چالشها، ارزش افزودهای پایدار و اقتصادی مقاومتی خلق کرد. اکنون این تجربه به عنوان یک الگوی ملی پیش روی مسئولان قرار دارد تا با الگوبرداری از آن، سیستان و بلوچستان را به قطب استراتژیک صنایع تبدیلی و بازرگانی در جنوب شرق ایران تبدیل کنند.
تلفیق طرح اتصال با مدلهای تأمین مالی زنجیرهای، تصویری روشن از آینده اقتصاد تعاون ترسیم میکند، آیندهای که در آن شفافیت، سرعت و کارایی در خدمت تولید و اشتغال است و اقتصاد مردمی با پشتوانهای عملی و مستحکم تقویت میگردد.
لیلا احمدی افشار
.jpg)


.gif)


0 دیدگاه